به گزارش شهرآرانیوز؛ هرچند کمبود برخی داروها فصلی است، در مجموع چند سالی است که کمبود دارو گریبان مردم بهویژه بیماران خاص را گرفته است. خدشهدار شدن ارتباطات بینالمللی، بر وضعیت بازار دارو هم اثر گذاشته است، ولی همچنان بدهیهای سازمان تأمیناجتماعی بهعنوان یکی از چالشهای وزارت بهداشت، سرخطترین عبارتی است که بین گفتههای متولیان حوزه تولید و توزیع دارو و انجمنهای مختلف این حوزه میچرخد. کار به آنجا رسیده است که برخی داروخانهها بهدلیل کمبود نقدینگی ناشی از انباشت مطالباتشان از سازمانهای بیمهگر و ناتوانی در پرداخت بدهی خود به شرکتهای پخش دارو، ورشکست شدهاند.
اختلال در تأمین و توزیع دارو، زنگ خطری برای حوزه سلامت است و وضعیت را برای بیماران خاص، سختتر میکند. نگرانی و دغدغه برای حال بیماران در گفته و کلام فعالان حوزههای مختلف موج میزند؛ آنهایی که ادعا میکنند مقاومت دربرابر ورود داروهای خارجی یعنی به خطر انداختن جان هزاران بیمار.
برای پیدا کردن «لاموتریژین» به هر داروخانهای سر میزنیم، پیدا نمیشود؛ داروی بیماران مبتلا به صرع است. بیماران تالاسمی مجبور به استفاده از مکملها هستند که برخی از آنها یا کمیاباند یا قیمتهای نجومی دارند. بدتر از همه این ها، حساسیت کودکان سرطانی دربرابر برخی داروهای ایرانی است و باید حتما نوع خارجی آن را مصرف کنند.
بیماران دیستروفی، نیازمند استفاده از داروی «دفلازکورت» هستند؛ دارویی که قاچاق به حساب میآید و همین باعث شده است دسترسی به آن برای بیماران، سخت شود. اعتراض خانوادههایی که بیماری اسامای دارند، بیشتر از همه است؛ بیماری ژنتیکی پیش روندهای که به مرور زمان عضلات بیمار را درگیر میکند. دارو که به موقع و به اندازه نرسد، یک معنی بیشتر ندارد؛ فوت «اسامای»های تایپ یک. نبود دارو برای این بیماران، خطرناک است.
داروهای خوراکی برای آهن زدایی در بیماران تالاسمی نیز اهمیت فراوان دارد. آنها هر سیصد سی سی خونی که تزریق میکنند، حدود ۲۵۰ بار به آهن خونشان اضافه میشود. داروها که دردسترس بیماران تالاسمی نباشد، آهن خونشان زیاد میشود و مشکلاتشان دوچندان. آهن خون بیماران تالاسمی که افزایش یابد، گاهی کلیه هایشان از کار میافتد.
آزاده آیت اللهی، مدیرعامل انجمن همیاران سلامت و امید، از ششصد بیمار تحت پوشش این انجمن و مشکلات متعدد بیماران آن صحبت میکند: «همیشه بحث تأمین هزینهها برای بیماریهای صعب العلاج وجود داشته است؛ از ویزیت پزشک گرفته تا فرایند شیمی درمانی و دشواریهای تهیه داروها. البته داروهای شیمی درمانی در دورهای کمیاب بودند، با این حال اکنون دارو وجود دارد، اما با قیمتهای گزاف و نجومی که تهیه و تأمین آن در توان بیماران نیست.»
آیت اللهی ادامه میدهد: اطرافیان بیماران صعب العلاج، حاضرند هزینههای سنگین را به جان بخرند و دارو را به هر قیمت و از هر جای ممکن تهیه کنند تا عزیزشان بهبود یابد. واقعا انصاف نیست که خانواده بیمار، داروندار زندگی شان را خرج بیمارشان کنند.
او از روند افزایشی قیمت دارو در ماههای اخیر میگوید: دارویی که تا شش ماه گذشته ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان قیمت داشت، حالا رقمهای میلیونی دارد. مشکل در مورد بیماران سرطانی، خیلی بیشتر از این حرف هاست. برخی بیماران ما به دلیل اینکه بخشی از بافت آنها برداشته شده است، نیاز به کیسههای کولستومی و خاص دارند که باید زودبه زود تعویض شود. شما هزینه همه اینها را حساب کنید، به اضافه داروهای مکملی که باید استفاده کنند.
هاجر شریفی، مدیر بنیاد پیشگیری از دیابت، به عنوان نماینده این بیماران در مشهد صحبت میکند. او میگوید که آمار دقیقی از تعداد مبتلایان ندارد، اما به طور تقریبی بین ۱۲ تا ۱۴ درصد از کل جمعیت، دیابت دارند.
او ابایی از بیان این موضوع ندارد که وضعیت دارویی ما تعریفی نیست؛ مسیر واردات داروها به ایران، بسته شده است و شرکتهای ایرانی معمولا نمیتوانند مشابه آن را تولید کنند؛ زیرا برایشان مقرون به صرفه نیست. درنتیجه، تولیدات داخلی نتوانستهاند آن طور که باید، پاسخگوی نیازهای بیماران باشند. البته خیران در زمینه کمک به بیماران، کم نگذاشتهاند، با این حال دسترسی نداشتن به برخی داروها، معضلی است که همچنان با آن دست وپنجه نرم میکنیم.
شریفی ادامه میدهد: کمیاب شدن داروهای خارجی، داستان چندین و چندساله است و با تحریمها گره خورده است. در مورد بیماران دیابتی هم به همین شکل است؛ داروهای خارجی دردسترس نیست و داروهای داخلی هم به بدن برخی افراد سازگار نیست؛ به ویژه کودکان که حساسیت بیشتری دارند. تعارف که نداریم، انسولینهای تولید شرکتهای داخلی، کیفیت داروهای خارجی را ندارند. علاوه بر این، تجویز پزشک کمتر از نیاز واقعی بیمار است و بیمار ناچار است بقیه را با قیمت آزاد تهیه کند.
او هم تأکید میکند: کمبود دارو درواقع یک فاجعه بزرگ، و برابر است با به خطر افتادن جان بیماران خاص. نرسیدن داروهای موردنیاز به موقع و به وقت در مورد کسانی که مشکل دیابت دارند، یعنی مواجه شدن افرادِ مبتلا به تاری دید، مشکل کلیه و زخمهایی که منجر به قطع عضو میشود.
بیماری که نوار تست قند را تا همین چند وقت پیش با ۸۰ هزار تومان تهیه میکرد، حالا باید برای همان دارو ۳۰۰ هزارتومان هزینه کنند. برخی خانوادهها بضاعت پرداخت آن را ندارند. با وضعیتی که در مورد تهیه و تأمین دارو داریم، پیش بینی من این است که در آیندهای نه خیلی دور، باید هزاران تخت دیالیزی داشته باشیم.
در خراسان رضوی ۱۵۰۰ نفر و در کل کشور حدود ۱۵ هزار بیمار مبتلا به هموفیلی داریم. علی عالی مقام، مدیر انجمن هموفیلی استان است که به نمایندگی از این بیماران حرف میزند.
او درباره این بیماری میگوید: فرایند انعقاد خون در بدن مبتلایان به هموفیلی به درستی انجام نمیشود. انواع مختلفی از داروهای هموفیلی وجود دارد که به طور عمده برای درمان و پیشگیری از خونریزیهای ناشی از کمبود فاکتورهای انعقادی در بدن و به صورت تزریقی استفاده میشود. این داروها از خونریزیهای کنترل نشدنی جلوگیری میکنند. اهمیت تأمین دارو برای بیماران خانم، بیشتر است؛ زیرا اگر این دارو را دریافت نکنند، به خاطر خونریزیهای ماهانه با مشکلات بسیار مواجه میشوند.
عالی مقام میگوید: تولیدکنندگان داخلی دارو در سالهای اخیر موفق به ساخت داروی ترکیبی شد هاند و تا اندازهای نیاز دارویی را تأمین میکنند، اما برخی داروها خارجی است و مشابه ایرانی ندارد. از زمانی که تحریمها تشدید شده، مسیر ورودی داروهای خاص هم بسته شده است و متأسفانه اروپاییها بیش از حد از تحریم، تبعیت میکنند.
البته مشکل وقتی مضاعف می شود که با پدیده «تحریم داخلی» مواجه میشویم؛ به این شکل که سازمان تأمین اجتماعی تغییر قیمت دارویی را نمیپذیرد و این یعنی افزایش قیمت باید از جیب بیمار پرداخت شود؛ اگر بیماری در طول یک ماه، به طور میانگین به بیست قلم دارو احتیاج داشته باشد و هرکدام بین ۲۰ تا ۵۰۰ هزار تومان افزایش قیمت داشته باشد. سلامت افراد نباید تحت تأثیر مسائل دیگر قرار گیرد و همه دولتها ملزم به پایبندی آن هستند.
مرضیه بذرافشان، مدیر انجمن داروسازان استان، هم میگوید: زنجیره تأمین دارو در کشور با بحران نقدینگی مواجه است و نتیجه آن، کمبود داروهایی است که نبض زندگی بیماران به آن گره خورده است. درحقیقت تلفات انسانی به خاطر کمبود دارو روزبه روز بیشتر میشود.
او تأکید میکند: شرایط داروخانههای کشور در نقطه هشدار قرار گرفته است و بسیاری از داروسازان حتی برای تأمین هزینه حیاتی و دارویی خود با مشکل مواجه هستند و این، نتیجه مستقیم بی توجهی تأمین اجتماعی به پرداخت تعهدات خود است. داروخانهها در خط مقدم خدمت رسانی به بیماران قرار دارند، اما هر روز چکهای بیشتری از همکاران برگشت میخورد و حسابهای بانکی شان مسدود میشود و درحالی که برای پرداخت خسارت تأخیر بدهی خود به شرکتهای پخش دارو جریمه میشوند، مطالبات خودشان با تأخیر چندبرابری دست سازمان اجتماعی است و سکوت بلاوجه مسئولان، یعنی فروپاشی زنجیره تأمین دارو.
بذرافشان گوشزد میکند: گرچه رئیس جمهور به وزیر بهداشت تأکید کرده است دستورالعمل مشخصی برای منظم شدن پرداختها تدوین شود، هیچ اقدام مؤثری انجام نشده است. در قرارداد بیمهها با داروخانه ها، هیچ تعهد و تاریخی برای تسویه مطالبات داروخانهها قید نشده است و زمان پرداخت سازمانهای بیمه گر و سازمان هدفمندی یارانه ها، مشخص نیست.
او میگوید: بیمههایی که سالهای سال مبالغ هنگفتی را درقالب حق بیمه از مردم دریافت کردهاند، نباید امروز با توجیه ورشکستگی، از ایفای وظیفه خود شانه خالی کنند. امیدواریم وزیر بهداشت، به عنوان رئیس شورای عالی بیمه، هرچه سریعتر موضوع اصلاح قرارداد بیمهها با داروخانهها را در دستورکار این شورا قرار دهد و ضمن صیانت از کل زنجیره دارو، به بی نظمی مدیران تأمین اجتماعی و سایر بیمهها پایان دهد.
همچنین محسن صمدی، مشاور دارویی سازمان مردم نهاد، از طرح دارویار حرف میزند که سال ۱۴۰۱ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دولت سیزدهم با همراهی بیمهها اجرایش کرد و هدفش، سامان دهی نظام دارویی کشور با محوریت تخصیص ارز و یارانه دارو بود: «چشم انداز اجرای این طرح، بهبود چرخه تأمین و توزیع دارو، تقویت صنعت داروسازی و جلوگیری از قاچاق دارو و توزیع غیرقانونی آن بود، بدون آنکه زیرساختهای آن فراهم شود. در روزهای اول اجرای طرح، پرداختیها به داروخانهها در اسرع وقت انجام میشد، اما این موضوع فقط برای چند ماه اول بود و کم کم تأخیر پرداختیهای داروخانهها را شاهد بودیم، تاجایی که برای خرید دارو، نقدینگی نداشتند و نتیجه آن، کمبود دارو بود.»
به گفته او، این طرح هزینه سنگینی بر دوش شرکتهای دارویی و داروخانه گذاشت، اما متولیان تلاش کردند هزینه مازادی به بیمار تحمیل نشود و پرداختی بیمار تغییر چندانی نکند. این مسئله سبب شد شرکتهای واردکننده و توزیع کننده دارو در تأمین نقدینگی به مشکل بخورند، برخی بیمهها مانند تأمین اجتماعی در پرداختهای خود تأخیر داشته باشند و داروخانهها نتوانند تأمین نقدینگی کنند.
او ادامه میدهد: وقتی داروخانهها نقدینگی کمتری داشته باشند، نمیتوانند پرداختی به شرکتهای توزیع داشته باشند و تولیدکنندهها و تأمین کنندهها دچار چالش میشوند و این زنجیره ادامه دارد.
صمدی تأکید میکند: کمبود برخی داروها همیشه بوده است و پزشکهای مربوط باید کمبودها را با داروهای جایگزین و مشابه جبران کنند، اما در برخی مواقع، تولیدات داخلی، پاسخگوی درمان بیماران صعب العلاج نیستند و متولیان حوزه درمان، باید حساسیت این موضوع را درک کنند.
او ادامه میدهد: با این حال، مشکل بیشتر در مورد افزایش قیمت هاست؛ به ویژه در مورد داروهای مکملی که بیماران خاص باید استفاده کنند ولی زیرپوشش بیمههای پایه قرار نمیگیرند. در مورد کم شدن هزینه دارو هم باید بیمههای پایه و تکمیلی، پوشش بیشتری داشته باشند.
نکته بعدی که صمدی به آن اشاره میکند، این است که سهم داروی استان باتوجه به آمار زائران باید افزایش پیدا کند و متولیان حوزه درمان باید موقعیت راهبردی را هم باید مدنظر داشته باشند. گردشگری سلامت خراسان رضوی قوت دارد و توریسم درمانی باعث حضور بیماران زیادی از خارج کشور و استانهای مجاور شده است و قطعا این موضوع هم باعث کمبود دارو میشود. او میافزاید: دانشگاه علوم پزشکی مشهد چندبار برای افزایش سهم استان و مشهد تقاضا داده، ولی متأسفانه تابه حال با آن موافقت نشده است.
صمدی از خیران حوزه سلامت میخواهد که برای تأمین هزینه داروها، بیش از پیش به کمک بیماران بشتابند.